gärtnern
باغبانی کردن، در باغ کار کردن
Beispiele
- Sie ''gärtnert'' nach dem Mondkalender, kennt sich gut mit Kräutern und Pilzen aus und geht oft in den Wald zum Meditieren.او طبق تقویم قمری ''باغبانی میکند''، در مورد گیاهان دارویی و قارچها اطلاعات خوبی دارد و اغلب برای مدیتیشن به جنگل میرود.
Bedeutungen
1
(intransitiv)
به عنوان یک سرگرمی یا شغل، در باغ کار کردن، گیاهان را پرورش دادن و از آنها مراقبت کردن.
- Meine Großeltern gärtnern leidenschaftlich gern in ihrem Schrebergarten.پدربزرگ و مادربزرگم با اشتیاق در باغچه کوچکشان باغبانی میکنند.
- Am Wochenende entspannt er sich am liebsten beim Gärtnern.او آخر هفتهها ترجیح میدهد با باغبانی کردن آرامش یابد.