göbeln

Aussprache: /ˈɡøːbl̩n/
Worttrennung: gö·beln
فعل

بالا آوردن، استفراغ کردن (به صورت عامیانه)

Beispiele

  • Ich komm’ nicht mit in die Achterbahn, da muss ich hinterher nur wieder ''göbeln''.من با ترن هوایی نمی‌آیم، چون بعدش فقط باید بالا بیاورم.

Bedeutungen

1 بدون مفعول

استفراغ کردن، بالا آوردن (کلمه‌ای عامیانه و غیررسمی)

  • Nach der Party musste er göbeln.بعد از مهمانی مجبور شد بالا بیاورد.
  • Der Geruch war so schlimm, dass ich fast göbeln musste.بو آنقدر بد بود که نزدیک بود بالا بیاورم.