gönnen

Aussprache: /ˈɡœnən/
Worttrennung: gön·nen
فعل

از ته دل برای کسی خواستن، روا دانستن، به خود دادن (لذت)

Beispiele

  • Jetzt ''gönne'' ich mir ein Bad.حالا می‌خواهم به خودم یک حمام (لذت‌بخش) بدهم.
  • Sie hatten so viel Pech im Leben; ich ''gönne'' ihnen den Lottogewinn.آن‌ها در زندگی خیلی بدشانسی آوردند؛ من از ته دل برنده شدن در لاتاری را برایشان می‌خواهم.
  • Ich ''gönne'' es dir sehr, dass du diese gute Stelle bekommen hast.من خیلی برایت خوشحالم که این شغل خوب را به دست آوردی.

Bedeutungen

1 Dativ (Akkusativ)

از موفقیت یا خوشبختی کسی خوشحال بودن و به او حسادت نکردن، روا داشتن.

  • Ich gönne ihm seinen Erfolg von Herzen.من از صمیم قلب موفقیت او را روا می‌دارم (به او حسادت نمی‌کنم).
  • Sie gönnt ihrer Freundin das neue Auto.او ماشین جدید دوستش را روا می‌دارد (از داشتن آن برای دوستش خوشحال است).
2 sich + Akkusativ

به خود اجازه دادن یا برای خود فراهم کردن چیزی لذت‌بخش یا آرامش‌بخش.

  • Nach der Arbeit gönne ich mir ein heißes Bad.بعد از کار، یک حمام گرم به خودم اجازه می‌دهم (برای خودم فراهم می‌کنم).
  • Gönn dir mal eine Pause!یک استراحت به خودت بده!