gönnen

Aussprache: /ˈɡœnən/
Worttrennung: gön·nen
فعل

روا دانستن، از ته دل خواستن، به خود دادن

Bedeutungen

1 Dativ (jemandem etwas gönnen) / Akkusativ (etwas gönnen)

از موفقیت یا خوشبختی کسی خوشحال بودن و به او حسادت نکردن؛ روا داشتن.

  • Ich gönne ihm seinen Erfolg von Herzen.من موفقیتش را از صمیم قلب برایش روا می‌دانم.
  • Sie gönnte sich nach der langen Arbeit eine Pause.او پس از کار طولانی، استراحتی را به خود داد.
2 sich (Akkusativ) (sich gönnen)

به خود اجازه دادن یا برای خود فراهم کردن چیزی لذت‌بخش یا آرامش‌بخش.

  • Nach der Prüfung gönnte sie sich endlich einen freien Tag.پس از امتحان، او سرانجام یک روز تعطیل را به خود داد.
  • Er gönnte sich einen teuren Wein zum Abendessen.او برای شام، یک نوشیدنی گران‌قیمت را برای خود فراهم کرد.