gönnerisch
از سر بزرگواری، از سر ترحم، با نگاه از بالا به پایین
Beispiele
- Leroy nickte so ''gönnerisch'', als nähme er eine Parade ab, und ließ den Wagen betont langsam auf das Anwesen rollen.لروی با حالتی از سر بزرگواری که گویی در حال سان دیدن بود، سر تکان داد و با تأکید آهسته ماشین را به سمت ملک هدایت کرد.