vollgießen
لبریز کردن، تا خرخره پر کردن (ظرف)، ریختن مایع روی کسی/چیزی
Bedeutungen
1
Akkusativ (برای شیء پر شونده)
پر کردن یک ظرف با ریختن مایع در آن تا لبریز شود یا کاملاً پر شود.
- Er goss den Krug mit Wasser voll.او پارچ را با آب پر کرد تا لبریز شد.
- Bitte gießen Sie die Tasse mit Kaffee voll.لطفاً فنجان را با قهوه پر کنید.
2
Akkusativ (برای شخص یا شیء)
ریختن مقدار زیادی مایع روی کسی یا چیزی.
- Die Kinder haben den Lehrer mit Wasser vollgegossen.بچهها معلم را با آب خیس کردند.
- Vorsicht, Sie könnten die Suppe über sich selbst voll gießen.مراقب باشید، ممکن است سوپ را روی خودتان بریزید.