durchgießen

Aussprache: /dʊʁçˈɡiːsn̩/
Worttrennung: durch·gie·ßen
فعل

صاف کردن (مایعات)، از صافی رد کردن، ریختن از میان

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas durchgießen)

مایعی را از چیزی (مانند صافی یا الک) عبور دادن تا ذرات جامد جدا شوند.

  • Bitte gießen Sie die Sauce durch ein feines Sieb, um Klumpen zu vermeiden.لطفاً سس را از یک صافی ریز رد کنید تا از گلوله شدن جلوگیری شود.
  • Der Tee muss noch einmal durchgegossen werden, um feine Blätter zu entfernen.چای باید دوباره صاف شود تا برگ‌های ریز آن جدا شوند.
2 Akkusativ + durch + Akkusativ

مایعی را از میان چیزی (مانند یک سوراخ، شکاف یا لوله) ریختن.

  • Er goss das Wasser durch das Loch im Boden.او آب را از میان سوراخ کف ریخت.
  • Man kann den Saft durch einen schmalen Schlauch in den Behälter gießen.می‌توان آبمیوه را از میان یک لوله باریک داخل ظرف ریخت.