günstig

Aussprache: /ˈɡʏnstɪç/
Worttrennung: güns·tig
صفت

مناسب، ارزان، مساعد، به صرفه، مطلوب

Bedeutungen

1

ارزان یا با قیمت مناسب؛ مقرون به صرفه.

  • Wir haben ein günstiges Hotelzimmer am Stadtrand gefunden.ما یک اتاق هتل ارزان در حومه شهر پیدا کردیم.
  • Diese Sonderangebote sind sehr günstig.این پیشنهادات ویژه بسیار ارزان هستند.
  • Es ist günstig, Tickets im Voraus zu kaufen.خرید بلیط از قبل مقرون به صرفه است.
2

مساعد، مطلوب یا مناسب برای یک هدف یا شرایط خاص.

  • Die Wetterbedingungen sind günstig für eine Wanderung.شرایط آب و هوایی برای پیاده‌روی مساعد است.
  • Das ist ein günstiger Zeitpunkt, um mit dem Projekt zu beginnen.این زمان مناسبی برای شروع پروژه است.
  • Seine Sprachkenntnisse sind ein günstiger Faktor für die Stelle.دانش زبانی او عاملی مطلوب برای این شغل است.
3

مفید یا سودمند؛ در جهت مثبت.

  • Die neue Regelung ist für die Wirtschaft günstig.قانون جدید برای اقتصاد مفید است.
  • Seine Unterstützung war für uns sehr günstig.حمایت او برای ما بسیار سودمند بود.
  • Das Unternehmen hat günstige Geschäftsergebnisse erzielt.این شرکت نتایج تجاری مطلوبی کسب کرده است.