gürtelförmig
کمربندی شکل، نواری
Bedeutungen
1
دارای شکل یا ساختاری شبیه به کمربند؛ به صورت حلقه یا نوار دور چیزی قرار گرفته.
- Die Anbaufläche hat eine gürtelförmige Struktur um die Stadt.منطقه کشاورزی ساختاری کمربندی شکل در اطراف شهر دارد.
- Ein gürtelförmiges Korallenriff umgibt die Insel.یک صخره مرجانی کمربندی شکل جزیره را احاطه کرده است.
- Die Krankheit manifestierte sich in einem gürtelförmigen Ausschlag.بیماری به صورت یک بثورات کمربندی شکل ظاهر شد.