gürtelförmig

Aussprache: /ˈɡʏrtl̩ˌfœrmɪç/
Worttrennung: gür·tel·för·mig
صفت

کمربندی شکل، نواری

Bedeutungen

1

دارای شکل یا ساختاری شبیه به کمربند؛ به صورت حلقه یا نوار دور چیزی قرار گرفته.

  • Die Anbaufläche hat eine gürtelförmige Struktur um die Stadt.منطقه کشاورزی ساختاری کمربندی شکل در اطراف شهر دارد.
  • Ein gürtelförmiges Korallenriff umgibt die Insel.یک صخره مرجانی کمربندی شکل جزیره را احاطه کرده است.
  • Die Krankheit manifestierte sich in einem gürtelförmigen Ausschlag.بیماری به صورت یک بثورات کمربندی شکل ظاهر شد.