wiedergeben
پس دادن، بازگو کردن، بازتاب دادن، نمایش دادن
Bedeutungen
1
Dativ + Akkusativ
پس دادن، بازگرداندن چیزی که به امانت گرفته شده یا متعلق به دیگری است.
- Er gab mir das Buch wieder, das er ausgeliehen hatte.او کتابی را که امانت گرفته بود به من پس داد.
- Die Bank muss das Geld dem Kunden zurückgeben.بانک باید پول را به مشتری بازگرداند.
2
Akkusativ (jemanden / etwas wiedergeben)
بازگو کردن، نقل قول کردن، منعکس کردن اطلاعات، سخنرانی یا یک رویداد.
- Der Journalist gab die wichtigsten Punkte der Rede wieder.خبرنگار نکات اصلی سخنرانی را بازگو کرد.
- Sie gab die Informationen aus dem Bericht genau wieder.او اطلاعات گزارش را دقیقاً منعکس کرد.
3
Akkusativ (jemanden / etwas wiedergeben)
بازتاب دادن، منعکس کردن تصویر، صدا، نور یا احساسات.
- Der Spiegel gab ihr Gesicht verzerrt wieder.آینه چهره او را به صورت تحریف شدهای بازتاب داد.
- Die Musik gab die Traurigkeit der Szene wieder.موسیقی، غم صحنه را منعکس میکرد.