eingeben
وارد کردن (داده)، خوراندن (دارو)، القا کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
وارد کردن (داده، اطلاعات) به یک سیستم یا دستگاه
- Bitte geben Sie Ihr Passwort ein.لطفاً رمز عبور خود را وارد کنید.
- Die Daten wurden in das System eingegeben.اطلاعات وارد سیستم شدند.
2
Dativ + Akkusativ
خوراندن یا دادن دارو به بیمار یا حیوان
- Die Krankenschwester gab dem Kind die Medizin ein.پرستار دارو را به کودک خوراند.
- Dem Patienten wurde ein Beruhigungsmittel eingegeben.به بیمار یک داروی آرامبخش خورانده شد.
3
Dativ + Akkusativ
الهام بخشیدن، القا کردن، به ذهن کسی انداختن
- Eine innere Stimme gab ihm diesen Gedanken ein.یک صدای درونی این فکر را به ذهن او انداخت.
- Wer hat dir diese verrückte Idee eingegeben?چه کسی این ایده دیوانهوار را به تو القا کرد؟