gackern
قدقد کردن (مرغ)، پچپچکنان خندیدن
Beispiele
- Hühner ''gackern'' laut, wenn sie sich gestört fühlen.مرغها وقتی احساس مزاحمت کنند با صدای بلند قدقد میکنند.
- Auf Schulhöfen kann man Mädchen ''gackern'' hören.در حیاط مدارس میتوان صدای خندههای ریز و پچپچ دختران را شنید.
Bedeutungen
1
(kein Objekt)
صدای مرغ را درآوردن، قدقد کردن.
- Die Hühner gackern im Hof.مرغها در حیاط قدقد میکنند.
- Man hört die Hühner schon von Weitem gackern.صدای قدقد مرغها را از دور میتوان شنید.
2
(kein Objekt)
(مجازی) با صدای بلند و نامفهوم صحبت کردن یا خندیدن، پچپچ کردن.
- Die Mädchen gackerten über den neuen Lehrer.دخترها درباره معلم جدید پچپچ میکردند (یا ریزریز میخندیدند).
- Sie saßen in der Ecke und gackerten leise.آنها در گوشهای نشسته بودند و آهسته پچپچ میکردند.