gackern

Aussprache: /ˈɡakɐn/
Wortzerlegung: ga·ckern
فعل

قدقد کردن (مرغ)، پچ‌پچ‌کنان خندیدن

Beispiele

  • Hühner ''gackern'' laut, wenn sie sich gestört fühlen.مرغ‌ها وقتی احساس مزاحمت کنند با صدای بلند قدقد می‌کنند.
  • Auf Schulhöfen kann man Mädchen ''gackern'' hören.در حیاط مدارس می‌توان صدای خنده‌های ریز و پچ‌پچ دختران را شنید.

Bedeutungen

1 (kein Objekt)

صدای مرغ را درآوردن، قدقد کردن.

  • Die Hühner gackern im Hof.مرغ‌ها در حیاط قدقد می‌کنند.
  • Man hört die Hühner schon von Weitem gackern.صدای قدقد مرغ‌ها را از دور می‌توان شنید.
2 (kein Objekt)

(مجازی) با صدای بلند و نامفهوم صحبت کردن یا خندیدن، پچ‌پچ کردن.

  • Die Mädchen gackerten über den neuen Lehrer.دخترها درباره معلم جدید پچ‌پچ می‌کردند (یا ریزریز می‌خندیدند).
  • Sie saßen in der Ecke und gackerten leise.آن‌ها در گوشه‌ای نشسته بودند و آهسته پچ‌پچ می‌کردند.