galaktisch
کهکشانی؛ (مجازی) فوقالعاده، عالی
Beispiele
- Die Sonne pumpt das Innere dieser Blase mit den Teilchen des Sonnenwindes voll, die am Rand auf interstellares Gas ? manchmal auch ''galaktischer'' Wind genannt ? treffen, einen Materie-Strom, der durch die Milchstraße fließt.خورشید درون این حباب را با ذرات باد خورشیدی پر میکند که در لبه با گاز بینستارهای – که گاهی باد کهکشانی نیز نامیده میشود – برخورد میکنند، جریانی از ماده که از کهکشان راه شیری عبور میکند.