rumgammeln
وقت تلف کردن، بیکار بودن، ول گشتن (عامیانه)
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
وقت تلف کردن، بیکار چرخیدن، بدون هدف خاصی وقت گذراندن (عامیانه).
- Hör auf, den ganzen Tag rumzugammeln und mach deine Hausaufgaben!دست از وقت تلف کردن بردار و تکالیفت را انجام بده!
- Sie gammeln oft am Wochenende in der Stadt herum.آنها اغلب آخر هفتهها در شهر ول میگردند.