ganztägig

Aussprache: /ˈɡant͡sˌtɛːɡɪç/
Worttrennung: ganz·tä·gig
صفت

تمام‌وقت، در تمام طول روز

Bedeutungen

1

که تمام روز طول می‌کشد یا در تمام طول روز ادامه دارد.

  • Wir planen einen ganztägigen Ausflug in die Berge.ما یک سفر تمام روزه به کوهستان را برنامه‌ریزی می‌کنیم.
  • Die Konferenz findet ganztägig statt.کنفرانس تمام روز طول می‌کشد.
  • Er arbeitet ganztägig in dem neuen Projekt.او به صورت تمام وقت روی پروژه جدید کار می‌کند.