garantieren

Aussprache: /ɡaranˈtiːʁən/
Wortzerlegung: ga·ran·tie·ren
فعل

تضمین کردن، ضمانت کردن

Beispiele

  • Er ''garantierte'' ihr persönlichen Schutz.او به او «تضمین» داد که از امنیت شخصی‌اش محافظت کند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

اطمینان دادن یا تعهد کردن که چیزی اتفاق می‌افتد یا درست است؛ ضمانت کردن.

  • Wir garantieren Ihnen höchste Qualität.ما بالاترین کیفیت را به شما تضمین می‌کنیم.
  • Der Hersteller garantiert eine lange Lebensdauer des Produkts.تولیدکننده عمر طولانی محصول را تضمین می‌کند.
2 für + Akkusativ

مسئولیت چیزی را بر عهده گرفتن، به ویژه در مورد پرداخت یا انجام کاری.

  • Ich garantiere für seine Ehrlichkeit.من صداقت او را تضمین می‌کنم.
  • Die Bank garantiert für die Rückzahlung des Kredits.بانک بازپرداخت وام را تضمین می‌کند.