garantieren
تضمین کردن، ضمانت کردن
Beispiele
- Er ''garantierte'' ihr persönlichen Schutz.او به او «تضمین» داد که از امنیت شخصیاش محافظت کند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
اطمینان دادن یا تعهد کردن که چیزی اتفاق میافتد یا درست است؛ ضمانت کردن.
- Wir garantieren Ihnen höchste Qualität.ما بالاترین کیفیت را به شما تضمین میکنیم.
- Der Hersteller garantiert eine lange Lebensdauer des Produkts.تولیدکننده عمر طولانی محصول را تضمین میکند.
2
für + Akkusativ
مسئولیت چیزی را بر عهده گرفتن، به ویژه در مورد پرداخت یا انجام کاری.
- Ich garantiere für seine Ehrlichkeit.من صداقت او را تضمین میکنم.
- Die Bank garantiert für die Rückzahlung des Kredits.بانک بازپرداخت وام را تضمین میکند.