فعل
تله گذاشتن (با تور)، به دام انداختن، فریب دادن
معانی و تعاریف garnen:
- با استفاده از نخ، تور یا دام، چیزی را گرفتن یا به دام انداختن
جملات نمونه برای garnen:
Er hat mich mit seinen süßen Worten ''gegarnt''.
او مرا با حرفهای شیرینش به دام انداخت.
Der Fischer garnte die Fische im Fluss.
ماهیگیر ماهیها را در رودخانه به دام انداخت.
Sie versuchte, ihn mit ihren Worten zu garnen.
او سعی کرد با حرفهایش او را به دام بیندازد.