garnen
تله گذاشتن (با تور)، به دام انداختن، فریب دادن
Beispiele
- Er hat mich mit seinen süßen Worten ''gegarnt''.او مرا با حرفهای شیرینش به دام انداخت.
Bedeutungen
1
Akkusativ
با استفاده از نخ، تور یا دام، چیزی را گرفتن یا به دام انداختن
- Der Fischer garnte die Fische im Fluss.ماهیگیر ماهیها را در رودخانه به دام انداخت.
- Sie versuchte, ihn mit ihren Worten zu garnen.او سعی کرد با حرفهایش او را به دام بیندازد.