gartelten
باغبانی کردند
Bedeutungen
1
به فعالیتهای مربوط به نگهداری و پرورش باغچه پرداختن، اغلب به عنوان یک سرگرمی لذتبخش و با دقت فراوان.
- Am Wochenende verbringt sie Stunden damit, in ihrem kleinen Garten zu garteln.او آخر هفتهها ساعتها را صرف باغبانی در باغچه کوچک خود میکند.
- Die Rentnerin gartelte mit Hingabe und pflegte ihre Rosenstöcke sorgfältig.خانم سالمند با اشتیاق باغبانی میکرد و بوتههای گل رز خود را با دقت پرورش میداد.