gartelten

Aussprache: /ˈɡaʁtl̩tn̩/
Wortzerlegung: gar·tel·ten
Konjugierte Form

باغبانی کردند

Bedeutungen

1

به فعالیت‌های مربوط به نگهداری و پرورش باغچه پرداختن، اغلب به عنوان یک سرگرمی لذت‌بخش و با دقت فراوان.

  • Am Wochenende verbringt sie Stunden damit, in ihrem kleinen Garten zu garteln.او آخر هفته‌ها ساعت‌ها را صرف باغبانی در باغچه کوچک خود می‌کند.
  • Die Rentnerin gartelte mit Hingabe und pflegte ihre Rosenstöcke sorgfältig.خانم سالمند با اشتیاق باغبانی می‌کرد و بوته‌های گل رز خود را با دقت پرورش می‌داد.