garten Aussprache:/ˈɡaʁtn̩/Wortzerlegung:gar·ten Konjugierte Form پختند / آماده کردند معانی و تعاریف garten:به طراحی و ایجاد باغ یا فضای سبز پرداختن، باغسازی کردن (با تأکید بر جنبههای هنری و طراحی) جملات نمونه برای garten:Die Landschaftsarchitektin hat den Park kunstvoll gartnet und dabei einheimische Pflanzenarten verwendet.معمار منظر، پارک را با هنرمندی باغسازی کرده و در این راستا از گونههای گیاهی بومی استفاده نموده است.Sie verbrachte ihre Wochenenden damit, ihren kleinen Garten zu gartnet und zu pflegen.او آخر هفتههای خود را به طراحی و نگهداری از باغ کوچک خود میگذراند.