gatterten
حصاربندی کردند، نرده کشیدند (گذشته فعل gattern)
Bedeutungen
1
Akkusativ
محصور کردن یا تقسیم کردن یک فضا با استفاده از نرده، توری یا میلههای موازی؛ اغلب در معنای محدود کردن یا جدا کردن (شکل گذشته ساده فعل gattern).
- Die Landwirte gatterten die Weideflächen, um das Vieh getrennt zu halten.کشاورزان مراتع را نردهبندی کردند تا دامها را جدا از هم نگه دارند.
- Nach dem Vorfall gatterten sie den gefährlichen Bereich des Waldes.پس از حادثه، آنها منطقه خطرناک جنگل را حصار کشیدند.