gatzen

Aussprache: /ˈɡat͡sn̩/
Wortzerlegung: gat·zen
فعل

من‌من کردن، لکنت داشتن، بریده بریده حرف زدن

Bedeutungen

1 Akkusativ

نگاه کردن یا خیره شدن به کسی یا چیزی، اغلب با کنجکاوی یا تعجب. این کاربرد بیشتر در گویش‌های قدیمی یا منطقه‌ای آلمانی یافت می‌شود.

  • Die Kinder gatzen neugierig auf den neuen Nachbarn.بچه‌ها با کنجکاوی به همسایه جدید خیره شده بودند.
  • Er gatze ihn an, als ob er ihn noch nie gesehen hätte.او به او خیره شد، انگار که هرگز او را ندیده بود.