vorgaukeln

Aussprache: /ˈfoːɐ̯ˌɡaʊ̯kl̩n/
Worttrennung: vor·gau·keln
فعل

وانمود کردن، به دروغ نشان دادن، فریب دادن

Bedeutungen

1 jemandem etwas vorgaukeln

چیزی را به کسی وانمود کردن یا به دروغ نشان دادن (با هدف فریب دادن).

  • Er versuchte, ihr Glück vorzugaukeln, obwohl er sie nicht liebte.او سعی کرد به او خوشبختی را وانمود کند، هرچند او را دوست نداشت.
  • Die Werbung gaukelt uns oft unrealistische Schönheitsideale vor.تبلیغات اغلب ایده‌آل‌های غیرواقعی زیبایی را به ما القا می‌کنند.