ärgern
عصبانی کردن, ناراحت کردن, حرص دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas ärgern)
عصبانی کردن، اذیت کردن، ناراحت کردن یا دلخور کردن کسی.
- Sein ständiges Nörgeln ärgert mich.غرولند دائمی او مرا عصبانی میکند.
- Lass dich von den Kleinigkeiten nicht ärgern.اجازه نده چیزهای کوچک تو را ناراحت کنند.
2
sich + über + Akkusativ
از چیزی یا کسی عصبانی شدن، ناراحت شدن، دلخور شدن (به صورت انعکاسی).
- Sie ärgert sich über das schlechte Wetter.او از هوای بد ناراحت است.
- Ich ärgere mich über meine eigene Dummheit.من از حماقت خودم عصبانی هستم.