geübt

Aussprache: /ɡəˈyːpt/
Worttrennung: ge·übt
صفت

مجرب، ورزیده، تمرین‌کرده

Bedeutungen

1

کسی که در انجام کاری مهارت و تجربه زیادی کسب کرده است؛ ورزیده.

  • Der geübte Handwerker reparierte das komplizierte Gerät schnell.صنعتگر مجرب دستگاه پیچیده را به سرعت تعمیر کرد.
  • Sie ist eine geübte Sprecherin und hält regelmäßig Vorträge.او یک سخنور ورزیده است و به طور منظم سخنرانی می‌کند.
  • Mit geübten Bewegungen schnitt er das Gemüse für den Salat.او با حرکات ورزیده سبزیجات را برای سالاد خرد کرد.
2

چیزی که از طریق تمرین مکرر، بهتر و آسان‌تر شده است.

  • Das geübte Auge erkennt den Unterschied sofort.چشم تمرین‌کرده بلافاصله تفاوت را تشخیص می‌دهد.
  • Nach vielen Stunden ist das Spielen dieser Melodie nun geübt.پس از ساعت‌ها تمرین، نواختن این ملودی اکنون ورزیده شده است.
  • Seine Handschrift ist sehr geübt und gut lesbar.دست‌خط او بسیار تمرین‌شده و خوانا است.