geübt
مجرب، ورزیده، تمرینکرده
Bedeutungen
1
کسی که در انجام کاری مهارت و تجربه زیادی کسب کرده است؛ ورزیده.
- Der geübte Handwerker reparierte das komplizierte Gerät schnell.صنعتگر مجرب دستگاه پیچیده را به سرعت تعمیر کرد.
- Sie ist eine geübte Sprecherin und hält regelmäßig Vorträge.او یک سخنور ورزیده است و به طور منظم سخنرانی میکند.
- Mit geübten Bewegungen schnitt er das Gemüse für den Salat.او با حرکات ورزیده سبزیجات را برای سالاد خرد کرد.
2
چیزی که از طریق تمرین مکرر، بهتر و آسانتر شده است.
- Das geübte Auge erkennt den Unterschied sofort.چشم تمرینکرده بلافاصله تفاوت را تشخیص میدهد.
- Nach vielen Stunden ist das Spielen dieser Melodie nun geübt.پس از ساعتها تمرین، نواختن این ملودی اکنون ورزیده شده است.
- Seine Handschrift ist sehr geübt und gut lesbar.دستخط او بسیار تمرینشده و خوانا است.