geübt
مجرب، ورزیده، تمرینکرده
Beispiele
- Der preisgekrönte Drehbuchautor Wolfgang Kohlhaase ist ein ''geübter'' Beobachter und Meister des feinen Dialogs.فیلمنامهنویس برنده جایزه، ولفگانگ کولهاسه، ناظری مجرب و استادی در زمینه گفتوگوهای ظریف است.
مجرب، ورزیده، تمرینکرده