altertümeln

Aussprache: /ˈaltɐˌtyːml̩n/
Worttrennung: al·ter·tü·meln
فعل

کهنه گرایی کردن، به سبک دوران باستان عمل کردن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

به شیوه قدیمی رفتار کردن، کهنه پرستی کردن، خود را قدیمی نشان دادن.

  • Er altertümelte in seinen Reden.او در سخنرانی‌هایش کهنه گرایی می‌کرد.
  • Die Band altertümelte mit ihrer Musik.گروه موسیقی با موسیقی خود، کهنه گرایی می‌کرد.