gebärden

Aussprache: /ɡəˈbɛːɐ̯dn̩/
Worttrennung: ge·bär·den
فعل

رفتار کردن (به شیوه‌ای خاص)، اشاره کردن (با دست)، زبان اشاره استفاده کردن

Beispiele

  • Auf ihren Streifzügen durch Berlin ''gebärden'' sie ''sich'' wie zwei verliebte Teenager beim Schulausflug.در گشت و گذارهایشان در برلین، آن‌ها مانند دو نوجوان عاشق در یک اردوی مدرسه رفتار می‌کنند.
  • Als der kleine Peter nicht die gewünschten Zuckerstangen bekam, ''gebärdete'' er ''sich'' an der Supermarktkasse wie wild.وقتی پیتر کوچک آبنبات‌های مورد نظرش را نگرفت، در صندوق سوپرمارکت به شدت رفتار کرد (عصبانی شد).
  • Tanja ''gebärdet'' mittlerweile ganz automatisch, wenn sie sich mit jemandem unterhält und ihr gehörloser Freund mit dabei ist.تانیا اکنون به طور خودکار با زبان اشاره صحبت می‌کند، وقتی با کسی حرف می‌زند و دوست ناشنوایش هم حضور دارد.
  • Sie hob ihre Hände in sein Blickfeld und ''gebärdete'' dort.او دستانش را در میدان دید او بالا آورد و در آنجا اشاره کرد.

Bedeutungen

1 sich + als + Nominativ

به شیوه‌ای خاص، اغلب اغراق‌آمیز یا جلب توجه‌کننده، رفتار کردن.

  • Er gebärdete sich wie ein König.او مانند یک پادشاه رفتار می‌کرد.
  • Sie gebärdet sich als Opfer, obwohl sie die Täterin ist.او خودش را قربانی جلوه می‌دهد، در حالی که خودش عامل است.
2 intransitiv / sich + vor + Dativ

حرکات یا ژست‌هایی برای بیان چیزی انجام دادن (کمتر رایج).

  • Der Redner gebärdete wild mit den Armen.سخنران با حرکات شدید دست‌هایش ژست می‌گرفت.
  • Sie gebärdete sich vor Schmerz auf dem Boden.او از درد روی زمین به خود می‌پیچید.