gebärden
رفتار کردن، اشاره کردن، زبان اشاره استفاده کردن
Bedeutungen
1
sich + als + Nominativ
به شیوهای خاص، اغلب اغراقآمیز، نمایشی یا جلب توجهکننده، رفتار کردن یا خود را نشان دادن.
- Er gebärdete sich wie ein König.او مانند یک پادشاه رفتار میکرد.
- Sie gebärdete sich unschuldig, obwohl sie schuldig war.او خود را بیگناه نشان میداد، هرچند گناهکار بود.
2
intransitiv / sich + vor + Dativ
انجام حرکات یا ژستهای خاص، به ویژه با دست، برای بیان یا تأکید بر چیزی.
- Er gebärdete mit den Händen, um seine Geschichte zu erzählen.او با دستهایش ژست میگرفت تا داستانش را تعریف کند.
- Sie gebärdete sich vor Freude.او از شدت خوشحالی حرکات نمایشی انجام میداد.