gebärden

Aussprache: /ɡəˈbɛːɐ̯dn̩/
Worttrennung: ge·bär·den
فعل

رفتار کردن، اشاره کردن، زبان اشاره استفاده کردن

Bedeutungen

1 sich + als + Nominativ

به شیوه‌ای خاص، اغلب اغراق‌آمیز، نمایشی یا جلب توجه‌کننده، رفتار کردن یا خود را نشان دادن.

  • Er gebärdete sich wie ein König.او مانند یک پادشاه رفتار می‌کرد.
  • Sie gebärdete sich unschuldig, obwohl sie schuldig war.او خود را بی‌گناه نشان می‌داد، هرچند گناهکار بود.
2 intransitiv / sich + vor + Dativ

انجام حرکات یا ژست‌های خاص، به ویژه با دست، برای بیان یا تأکید بر چیزی.

  • Er gebärdete mit den Händen, um seine Geschichte zu erzählen.او با دست‌هایش ژست می‌گرفت تا داستانش را تعریف کند.
  • Sie gebärdete sich vor Freude.او از شدت خوشحالی حرکات نمایشی انجام می‌داد.