hineingebären

Aussprache: /hɪˈnaɪ̯nɡəˌbɛːʁən/
Worttrennung: hin·ein·ge·bä·ren
فعل

به دنیا آوردن, در چیزی متولد شدن

Bedeutungen

1 in + Akkusativ (فعال) / in + Dativ (مجهول)

کسی را در یک وضعیت، محیط یا شرایط خاص به دنیا آوردن؛ یا خود در چنین شرایطی متولد شدن. اغلب به صورت استعاری و در حالت مجهول به کار می‌رود.

  • Sie wurde in eine arme Familie hineingeboren.او در خانواده‌ای فقیر به دنیا آمد.
  • Er wurde in eine Zeit des Umbruchs hineingeboren.او در دورانی پر از تحول متولد شد.