gebären
به دنیا آوردن، زاییدن، به وجود آوردن
Beispiele
- Weiter zählen dazu die unmittelbaren (direkten) Nachkommen dieser Personen (sogenannte Secondos, Angehörige der zweiten Generation), die in der Schweiz ''geboren'' wurden.علاوه بر این، نوادگان مستقیم این افراد (به اصطلاح سوندوها، نسل دوم) که در سوئیس به دنیا آمدهاند، به این گروه تعلق دارند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
به دنیا آوردن، وضع حمل کردن (یک فرزند)
- Sie hat ein gesundes Mädchen geboren.او یک دختر سالم به دنیا آورد.
- Die Frau gebar ihr erstes Kind.زن اولین فرزندش را به دنیا آورد.
2
Akkusativ
نتیجه دادن، به بار آوردن (به صورت استعاری)
- Die Revolution gebar eine neue Gesellschaftsordnung.انقلاب یک نظم اجتماعی جدید به بار آورد.
- Seine Ideen gebaren große Veränderungen.ایدههای او تغییرات بزرگی را به بار آورد.