gebügelt
اتو شده
Bedeutungen
1
لباس یا پارچهای که با اتو صاف و مرتب شده است.
- Er trug ein frisch gebügeltes Hemd zur Arbeit.او پیراهن اتو شده تمیزی را برای کار پوشیده بود.
- Die gebügelte Wäsche liegt ordentlich im Schrank.لباسهای اتو شده مرتب در کمد قرار دارند.
- Ihre Mutter bestand darauf, dass alle Kleider gebügelt waren.مادرش اصرار داشت که همه لباسها اتو شده باشند.