gebührenpflichtig

Aussprache: /ɡəˈbyːʁənˌpflɪçtɪç/
Worttrennung: ge·büh·ren·pflich·tig
صفت

مشمول هزینه، دارای کارمزد

Bedeutungen

1

چیزی که برای استفاده از آن یا دریافت آن باید هزینه‌ای پرداخت شود.

  • Der Parkplatz ist gebührenpflichtig.پارکینگ مشمول هزینه است.
  • Viele Autobahnen in diesem Land sind gebührenpflichtig.بسیاری از بزرگراه‌ها در این کشور دارای عوارض هستند.
  • Für die Nutzung des WLANs im Hotel ist eine gebührenpflichtige Option verfügbar.برای استفاده از وای‌فای در هتل، یک گزینه مشمول هزینه در دسترس است.