hineingebären
به دنیا آوردن, در چیزی متولد شدن
Bedeutungen
1
in + Akkusativ (فعال) / in + Dativ (مجهول)
کسی را در یک وضعیت، محیط یا شرایط خاص به دنیا آوردن؛ یا خود در چنین شرایطی متولد شدن. اغلب به صورت استعاری و در حالت مجهول به کار میرود.
- Sie wurde in eine arme Familie hineingeboren.او در خانوادهای فقیر به دنیا آمد.
- Er wurde in eine Zeit des Umbruchs hineingeboren.او در دورانی پر از تحول متولد شد.