basteln

Aussprache: /ˈbastl̩n/
Wortzerlegung: bas·teln
فعل

کاردستی درست کردن، سرهم کردن

Beispiele

  • Meine Mutter ''bastelt'' gerne.مادرم دوست دارد «کاردستی درست کند».
  • Die Kinder ''basteln'' ein Haus aus Pappe.بچه‌ها با مقوا یک خانه «درست می‌کنند».
  • Im Kindergarten hat mein Sohn eine Laterne ''gebastelt.پسرم در مهدکودک یک فانوس «درست کرده است».
  • Meine Schwester liebt es, an ihrem Auto zu ''basteln.خواهرم عاشق این است که با ماشینش «ور برود» (تعمیرات جزئی انجام دهد).

Bedeutungen

1 بدون مفعول / Akkusativ

با استفاده از مواد مختلف و ابزارهای ساده، چیزی را با دست ساختن یا درست کردن (کاردستی).

  • Die Kinder basteln gerne zu Weihnachten.بچه‌ها دوست دارند برای کریسمس کاردستی درست کنند.
  • Ich habe ein kleines Geschenk für dich gebastelt.من یک هدیه کوچک برای تو درست کردم.
2 an + Dativ

(محاوره) چیزی را با تلاش و ابتکار، اغلب به صورت موقت یا غیرحرفه‌ای، تعمیر یا سرهم کردن.

  • Er bastelt schon den ganzen Nachmittag an seinem Fahrrad.او تمام بعدازظهر مشغول تعمیر دوچرخه‌اش است.
  • Wir müssen noch ein bisschen an der Präsentation basteln.ما باید کمی بیشتر روی ارائه کار کنیم (آن را سرهم کنیم/بهبود دهیم).