gebetsmühlenartig
تکراری و یکنواخت (مانند چرخ دعا)، ملالآور
Bedeutungen
1
با تکرار خستهکننده و ملالآور؛ به طور مداوم و بدون تغییر.
- Er wiederholte seine gebetsmühlenartige Entschuldigung immer wieder.او عذرخواهی تکراری و ملالآور خود را بارها و بارها تکرار کرد.
- Die gebetsmühlenartige Predigt des Politikers langweilte die Zuhörer.سخنرانی تکراری و خستهکننده سیاستمدار، شنوندگان را به ملال انداخت.
- Sie hörte die gebetsmühlenartige Erklärung des Lehrers mit wachsender Ungeduld.او با بیحوصلگی فزایندهای به توضیح یکنواخت معلم گوش میداد.