gebeugt
خم شده، دولا شده
Bedeutungen
1
Akkusativ
بدن را به سمت جلو خم کردن؛ به طور مجازی، کسی را مجبور به اطاعت کردن یا تسلیم شدن در برابر قدرت یا اراده دیگران کردن.
- Der alte Mann beugte sich vor, um die heruntergefallene Münze aufzuheben.مرد پیر برای برداشتن سکه افتاده خم شد.
- Das Volk weigerte sich, sich den diktatorischen Befehlen zu beugen.مردم از کرنش کردن در برابر دستورات دیکتاتوری امتناع ورزیدند.