gebimst

Aussprache: /ɡəˈbɪmst/
Wortzerlegung: ge·bimst
Partizip II

پیامک فرستاده شده

Bedeutungen

1

اشاره به آسیب‌دیدگی یا ضربه خوردن شدید یک شیء، به ویژه اشیاء شکننده یا ظریف که در اثر برخورد یا فشار دچار خراش، ترک یا شکستگی شده‌اند.

  • Der antike Porzellanteller war an den Rändern leicht gebimst, was seinen Wert minderte.بشقاب عتیقه چینی در لبه‌ها کمی ضربه خورده بود که از ارزش آن می‌کاست.
  • Nach dem Sturz war die Glasoberfläche des Smartphones merklich gebimst und wies feine Risse auf.پس از سقوط، سطح شیشه‌ای گوشی هوشمند به طور محسوسی ضربه خورده و ترک‌های ریزی داشت.