blaken

Aussprache: /ˈblaːkn̩/
Wortzerlegung: bla·ken
فعل

دود کردن، با دود و دوده سوختن

Beispiele

  • Die Kerze ''blakte.شمع دود می‌کرد.
  • Der dicke Runddochtفیتیله گرد ضخیم...

Bedeutungen

1 ohne Objekt

دود کردن، دوده زدن (به خصوص با دود سیاه و غلیظ)

  • Der alte Ofen blakt stark.اجاق قدیمی به شدت دود می‌کند.
  • Die Kerze blakte und hinterließ Rußspuren.شمع دود می‌کرد و رد دوده بر جای گذاشت.
2 Akkusativ

سیاه کردن با دوده، آلوده کردن با دوده

  • Der Schornstein hat die Wand geblakt.دودکش دیوار را با دوده سیاه کرده است.
  • Die Fabrik blakt die Umgebung mit ihren Emissionen.کارخانه محیط اطراف را با انتشار گازهای خود آلوده می‌کند.