bodigen

Aussprache: /ˈboːdɪɡn̩/
Wortzerlegung: bo·di·gen
فعل

به زمین زدن، شکست دادن (در ورزش)

Beispiele

  • Er war immer der Schwächere und konnte mich noch nie ''bodigen.او همیشه ضعیف‌تر بود و هرگز نتوانست مرا «به زمین بزند».
  • Die GCK Lions ''bodigten'' die Walliser nach einem 3:5-Rückstand mit 6:5 im Penaltyschiessen.تیم GCK Lions پس از عقب افتادن ۳ بر ۵، تیم والیس را با نتیجه ۶ بر ۵ در ضربات پنالتی «شکست دادند».

Bedeutungen

1 Akkusativ

کسی یا چیزی را شکست دادن، به زمین انداختن، نابود کردن (عاميانه).

  • Der Boxer hat seinen Gegner in der ersten Runde gebodigt.بوکسور حریفش را در راند اول از پا درآورد.
  • Die Mannschaft hat den Favoriten gebodigt.تیم، تیم محبوب را شکست داد.