bollern

Aussprache: /ˈbɔlɐn/
Wortzerlegung: bol·lern
فعل

صدای بلند و مبهم ایجاد کردن، با شدت و بدون کنترل شلیک کردن

Beispiele

  • Die Kinder ''bollerten'' beim Spielen gegen die Heizungsrohre und weckten die schlafenden Nachbarn.بچه‌ها هنگام بازی به لوله‌های بخاری ضربه می‌زدند و همسایگان خواب را بیدار می‌کردند.
  • Da ''bollert'' er das sichere Ding meterweit über die Latte!او آن موقعیت مسلم گلزنی را چندین متر از بالای دروازه شوت کرد!

Bedeutungen

1 (intransitiv)

صدای بلند و بم و مداوم تولید کردن، مانند صدای موتور یا توپ.

  • Der alte Motor bollert laut.موتور قدیمی با صدای بلند غرش می‌کند.
  • Die Kanone bollerte im Hintergrund.توپ در پس‌زمینه غرش می‌کرد.
2 (intransitiv)

با سرعت و صدای بلند حرکت کردن (عامیانه).

  • Er bollerte die Treppe hinunter.او با سرعت و صدای بلند از پله‌ها پایین رفت.
  • Der Zug bollerte durch den Tunnel.قطار با صدای بلند از تونل عبور کرد.