bräteln
کباب کردن، سرخ کردن
Bedeutungen
1
(بدون مفعول یا Akkusativ)
کباب کردن یا گریل کردن گوشت، سبزیجات یا سایر مواد غذایی، به ویژه در فضای باز روی آتش یا توری.
- Am Wochenende werden wir im Garten bräteln.در آخر هفته در باغ کباب خواهیم کرد.
- Er brätelt Würstchen über dem Lagerfeuer.او سوسیسها را روی آتش اردو کباب میکند.