bräteln

Aussprache: /ˈbrɛːtl̩n/
Worttrennung: brä·teln
فعل

کباب کردن، سرخ کردن

Bedeutungen

1 (بدون مفعول یا Akkusativ)

کباب کردن یا گریل کردن گوشت، سبزیجات یا سایر مواد غذایی، به ویژه در فضای باز روی آتش یا توری.

  • Am Wochenende werden wir im Garten bräteln.در آخر هفته در باغ کباب خواهیم کرد.
  • Er brätelt Würstchen über dem Lagerfeuer.او سوسیس‌ها را روی آتش اردو کباب می‌کند.