gebranntes Kind scheut das Feuer
مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید ترسد
Bedeutungen
1
این ضربالمثل به این معنی است که کسی که تجربهای تلخ یا آسیبزننده داشته است، نسبت به هر چیزی که شبیه آن تجربه باشد، بسیار محتاط و ترسو میشود، حتی اگر خطر واقعی وجود نداشته باشد. این احتیاط ناشی از ترس از تکرار تجربه ناگوار است.
- Nachdem er einmal von einem Hund gebissen wurde, hat er Angst vor allen Hunden. Er ist wie ein 'gebranntes Kind, das das Feuer scheut'.پس از اینکه یک بار توسط سگی گاز گرفته شد، از همه سگها میترسد. او مانند 'مارگزیدهای است که از ریسمان سیاه و سفید میترسد'.
- Sie investierte ihr ganzes Geld in Aktien, die dann abstürzten. Jetzt ist sie sehr vorsichtig mit Geldanlagen und sagt: 'Gebranntes Kind scheut das Feuer'.او تمام پولش را در سهامی سرمایهگذاری کرد که سپس سقوط کرد. حالا او در سرمایهگذاریهای مالی بسیار محتاط است و میگوید: 'مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید ترسد'.
- Der kleine Junge hat sich einmal an der heißen Herdplatte verbrannt und fasst jetzt keine heißen Gegenstände mehr an. Ein 'gebranntes Kind scheut das Feuer'.پسر کوچک یک بار دستش را روی اجاق داغ سوزاند و حالا دیگر به اشیاء داغ دست نمیزند. 'مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید ترسد'.