Deklinierte Form
ترمز شده، بازداشته شده
معانی و تعاریف gebremsten:
- حالتی که در آن پیشرفت، توسعه یا فعالیتی به طور قابل توجهی کند شده یا متوقف گردیده است، اغلب به دلیل موانع یا محدودیتهای خارجی.
جملات نمونه برای gebremsten:
Die wirtschaftliche Erholung blieb aufgrund der globalen Unsicherheiten gebremst.
به دلیل عدم قطعیتهای جهانی، بهبود اقتصادی کُند باقی ماند.
Nach dem Skandal war die weitere Expansion des Unternehmens merklich gebremst.
پس از رسوایی، گسترش بیشتر شرکت به طور محسوسی مهار شد.