صفت
شکسته، اعشاری، شکسته (در خطوط نوشتاری)
جملات نمونه برای gebrochen:
Der Parameter kann ganzzahlige oder ''gebrochene'' Werte annehmen.
پارامتر میتواند مقادیر صحیح یا اعشاری بپذیرد.
Textura, Schwabacher und Fraktur sind ''gebrochene'' Schriften.
تکستورا، شواباخر و فراکتور فونتهای شکستهای هستند.
Viele Gastarbeiterfrauen sprechen nur ''gebrochen'' Deutsch.
بسیاری از زنان کارگر مهاجر آلمانی را فقط به صورت شکسته (ناقص) صحبت میکنند.