gebrochenes Herz
قلب شکسته، دلشکستگی عمیق
Bedeutungen
1
به احساس غم و اندوه شدید، ناامیدی و درد عاطفی که در اثر از دست دادن عشق، پایان یک رابطه، یا خیانت ایجاد میشود، اشاره دارد. این اصطلاح بیانگر ناراحتی عمیق روحی است.
- Nach der Trennung hatte sie ein gebrochenes Herz und brauchte lange, um darüber hinwegzukommen.پس از جدایی، او قلبی شکسته داشت و مدت زیادی طول کشید تا بر آن غلبه کند.
- Er sang ein Lied über ein gebrochenes Herz und die Schmerzen der Liebe.او آهنگی درباره قلب شکسته و دردهای عشق خواند.
- Viele Liebesromane handeln von Menschen mit einem gebrochenen Herzen.بسیاری از رمانهای عاشقانه درباره افرادی با قلب شکسته هستند.