wiedergeben

Aussprache: /ˈviːdɐˌɡeːbn̩/
Worttrennung: wie·der·ge·ben
فعل

پس دادن، بازگو کردن، بازتاب دادن، نمایش دادن

Bedeutungen

1 Dativ + Akkusativ

پس دادن، بازگرداندن چیزی که به امانت گرفته شده یا متعلق به دیگری است.

  • Er gab mir das Buch wieder, das er ausgeliehen hatte.او کتابی را که امانت گرفته بود به من پس داد.
  • Die Bank muss das Geld dem Kunden zurückgeben.بانک باید پول را به مشتری بازگرداند.
2 Akkusativ (jemanden / etwas wiedergeben)

بازگو کردن، نقل قول کردن، منعکس کردن اطلاعات، سخنرانی یا یک رویداد.

  • Der Journalist gab die wichtigsten Punkte der Rede wieder.خبرنگار نکات اصلی سخنرانی را بازگو کرد.
  • Sie gab die Informationen aus dem Bericht genau wieder.او اطلاعات گزارش را دقیقاً منعکس کرد.
3 Akkusativ (jemanden / etwas wiedergeben)

بازتاب دادن، منعکس کردن تصویر، صدا، نور یا احساسات.

  • Der Spiegel gab ihr Gesicht verzerrt wieder.آینه چهره او را به صورت تحریف شده‌ای بازتاب داد.
  • Die Musik gab die Traurigkeit der Szene wieder.موسیقی، غم صحنه را منعکس می‌کرد.