chartern

Aussprache: /ˈt͡ʃaʁtɐn/
Wortzerlegung: char·tern
فعل

اجاره کردن (کشتی یا هواپیما)، وارد جدول پرفروش‌ها شدن

Beispiele

  • Anlässlich der Hochzeit meiner Cousine hat mein Onkel seinerzeit einen ganzen Salondampfer ''gechartert.به مناسبت عروسی دختردایی‌ام، عمویم در آن زمان یک کشتی تفریحی کامل را اجاره کرد.
  • Das den Hubschrauber ''charternde'' Unternehmen muss eine Kaution hinterlegen.شرکتی که هلیکوپتر را اجاره می‌کند باید سپرده‌ای (ودیعه) بگذارد.
  • Mein Eistee ist auf Platz eins heute ''gechartet'', gell?چای سرد من امروز در رتبه اول جدول فروش قرار گرفته، مگه نه؟

Bedeutungen

1 Akkusativ

یک وسیله نقلیه (مانند کشتی، هواپیما یا اتوبوس) را برای استفاده خاص و معمولاً برای مدت زمان مشخصی اجاره کردن.

  • Wir haben ein Segelboot für unseren Urlaub gechartert.ما یک قایق بادبانی برای تعطیلاتمان اجاره کردیم.
  • Die Reisegruppe charterte einen Bus für die Tour.گروه مسافرتی یک اتوبوس برای تور چارتر کرد.